to overturn, to upend
to overturn
to upend
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او هنگام برداشتن روزنامه، لیوان قهوهاش را تصادفاً کلهمعلق کرد.
He accidentally overturned his coffee cup while reaching for the newspaper.
او سطل زباله را کلهمعلق کرد تا محتویات آن خالی شود.
He upended the trash can to empty its contents.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کلهمعلق کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کلهمعلق کردن